ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)
41
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)
و از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه فرمود : خداى عز و جل از بالاى عرشش فرمود : اى بندگان من ! اوامر مرا اطاعت كنيد و مصالح خودتان را به من نياموزيد ، زيرا من به مصالح شما داناترم و مصالح شما را از شما دريغ نمىكنم . و از پيامبر ( ص ) آمده است : اى بندگان خدا ! شما همانند بيمارانيد و خداى عالميان بسان طبيب است و صلاح بيماران را طبيب مىداند و آن را تدبير مىكند نه آنكه صلاح بيمار تابع اشتهاى بيمار و خواست او باشد پس امر خدا را به او واگذاريد در اين صورت رستگار مىشويد . « 1 » و از امام صادق عليه السلام روايت شده : من از مرد مسلمان تعجب مىكنم ؟ خداى حكمى در مورد او ندارد جز آنكه صلاح وى در آنست اگر حكم خدا تكه تكه شدن او با مقراض باشد صلاح او در آن است و اگر حكم خدا حكومت بر زمين از مشرق تا مغرب باشد باز صلاح او در آن است . و از امام صادق ( ع ) نقل شده است كه خداى تعالى فرمود : اگر بنده من آمدن روزى از طرف مرا كند مىشمارد ، بترسد از اينكه من بر او غضب كنم و درى از دنيا را بر او بگشايم . و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به داود عليه السلام وحى فرمود اين است كه : هر كس به من پناه آورد من او را كفايت مىكنم ، و هر كس از من درخواست كند به او مىبخشم و هر كس مرا بخواند اجابتش مىكنم و ( تحقق و ) اجابت دعاى او را تأخير مىاندازم ، ولى تحقق اجابت را با آنكه اجابت شده به صورت تعليق در مىآورم ، زيرا مىخواهم قضاى من تمام گردد و وقتى قضاى من تمام شود اجابت را انفاذ مىكنم . بگو به مظلوم : من دعاى تو را به تأخير مىاندازم با آنكه دعاى تو و نفرين تو در حق ظالم را اجابت كردم ، براى اينكه مىخواهم قضاى من عليه ظالم به جهاتى كه بر تو مخفى است تمام شود و من بهترين قاضيانم : يا اينكه تو به كسى ظلم كردى و او نفرينت كرده است پس اين نفرين تو در قبال آن نفرين قرار گرفت نه به نفع تو و نه به ضرر تو مورد اجابت قرار نگرفت . و يا آنكه اين ستم براى تو درجهاى از بهشت را به ارمغان مىآورد كه تو بدون ظلم او بر تو به آن درجه نمىرسيدى ، زيرا من بندگانم را در اموال و جانهايشان امتحان مىكنم و
--> ( 1 ) مولوى گويد : پوست از دارو بلاكش مىشود * چون اديم طايفى خوش مىشود ور نه تلخ و تيز ماليدى در او * گنده گشت و ناخوش و ناپاك بو آدمى را نيز چون آن پوست دان * از رطوبتها شده زشت و گران تلخ و تيز و مالش بسيار ده * تا شود پاك و لطيف و با فره ور نمىتابى رضا ده اى عيار * كه خدا رنجت دهد بىاختيار كه بلاى دوست تطهير شماست * علم او بالاى تدبير شماست